ما شش تا بچه بودیم با چند سال تفاوت جزمی بالا و پایین که سه تامان تخس بود و آن سه تای دیگری، آرامش نیلگون آسمان دم صبح یک روز تابستانی پر از آفتابِ برمغز سر. آن سه تا تخسه پسر خاله ام آریامهر، دختر خاله ام فریدخت و آن یکی خاله زاده ام دنا بود. آن سه تای دیگر که بخاری ازشان در نمیآمد و مصداق بارز قصه های خوب برای بچه های خوب بود ما سه تا خواهربودیم :
بتی ، سارا و بهار .
ما شش تا بودیم که آخر هفته ها یک وقت هایی دایی کنراد میانداختمان توی کادیلاک گنده ی متالیکش تا همانطور که توی خیابانهای ایران زمین لش براند و برایمان با معین بلند بخواند که : " تو اینجا تا ابد از عشق مردن ها بنا کن " برود از مرکز خرید گلستان برایمان با آن کلاه لبه دار جین و کت لی و شلوار جین آلامدی که خودش به عمد سر زانوهاش را پاره کرده بود و بعد هم به عمد ریش ریشش کرده بود، شش تا پاستیل نوشابه ای و خرسی فرنگستونی بستاند.
فریدخت را مینشاند روی پایش و فرمان را میداد دست دختر بچه ی یازده ساله و پاش را ول میداد روی گاز و آن فریدخت که لعنتی خوب هم خرفرمان بود. ما هم سیاهی لشکر بالماسکه ای بودیم که تمام راه را دس دسی چپ و راست میشدیم و از پشت شیشه عقب برای ماشین پشتی ها، پلشتی درمیآوردیم و سر خوش بودیم و با بیتلز و مدونا و معین و ننا و چه بگویم آخر هرکوفتی که بود خوب بود ....
گاهی هم دایی خوزه میآمد با آن اوپل کورسی قرمز وامانده اش دنبال ما سه تا خواهر و به عمد برای اینکه بچه ها ماشینش را کثیف نکنند از خودش در آورده بود که کف ماشین برق دارد هرکی اشغال بریزد برق میگیردش یکبار که اریامهر با آنهمه قالتاقی اش باورش شده بود راستی راستی کف ماشین بندری میزد که مثلا برق گرفتدش تا سالها بعدش دایی ام هنوز که هنوزه دست بیندازدش بینوا را . چون ما بر عکس آن سه تا تخسه ماشینش را کثیف نمیکردیم با کفش به جان صندلی هایش نمیافتادیم و مرتب و مودب تا خود مدرسه اسکورپیون گوش میدادیم دایی خوزه از ساندویچی سرکوچه مدرسه برایمان ساندویچ سوسیس جایزه میداد و میچپاندشان توی کیف هامان و چه کیفی میداد آن زنگ تفریح شیفتِ عصر ِ مدرسه با ساندویچ های کله کثیف سر کوچه.
تمام یازده سالگی های من در خاطرات محله ی عارف و سرآسیاب و خیابان ایران زمین و میدان محسنی گذشت و حقش است حالا که بعد از اینهمه سال برگشته ای بقول عالیه عطایی بگویم جانت جور و کیفت کوک دایی ِ روزهای سرسپردگی های بسیار پیش این .